جمال الدين محمد الخوانساري

40

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

1754 الصّدق عماد الاسلام ودعامة الايمان . راست‌گوئى ستون مسلمانى است وپشتيبان ايمان است هر كه را آن نباشد گويا مسلمانى وايمان أو خراب ومنهدم گردد ومراد بايمان همان مسلمانى است يا باسلام همان ايمان است وبر هر تقدير [ دعامة الايمان ] بمنزلهء تأكيد فقرهء سابق است يا مراد باسلام چنانكه اصطلاح شده اقرار بخدا وپيغمبر است صلّى اللّه عليه وآله وايمان اقرار بايشان با اقرار بائمّه صلوات اللّه وسلامه عليهم . 1755 الايمان قول باللّسان وعمل بالأركان . ايمان گفتن بزبان است وعمل باعضا يعنى اقرار به آن چه در ايمان ضرور است از تصديق بخدا وپيغمبر وامام وآنچه ايشان فرموده‌اند از معاد وغير آن وعمل كردن بفرموده‌هاى ايشان مشهور ميانهء علماء اين است كه ايمان همان تصديق بدل است با اقرار بزبان وعمل جزء آن نيست بلكه واجبي است عليحده پس آدمي بترك آن فاسق باشد واز ايمان بدر نرود ودر بسيارى از أحاديث مثل اين كلام معجز نظام عمل هم جزو ايمان شمرده شده وممكن است حمل آنها بر اين كه مراد بايمان در آنها ايمان كامل باشد پس منافاة نداشته باشد باين كه بمجرّد تصديق واقرار أصل ايمان بعمل آيد چنانكه مشهور است ميانهء علما وامّا اين كه اعتقاد را از اجزاى آن نشمرده‌اند واكتفا باقرار بزبان فرموده‌اند با آنكه شكّى نيست كه اعتقاد در ايمان ضرور است ومجرّد اقرار بزبان كافى نيست يا بنا بر ظهور آن است ويا بنا بر اين است كه مراد بايمان ايمانى است كه بحسب ظاهر حكم بآن شود وكسى را بسبب آن داخل مؤمنان شمارند واحكام مؤمنان بر أو جارى سازند وظاهر است كه در اين مجرّد اقرار بزبان كافى است واعتقاد كسى را ديگرى بغير حق تعالى يا باعلام أو نداند پس كسى را كه اعتقاد نباشد به آن چه اقرار كرده در واقع ونفس الامر ايمان نباشد ودر قيامت داخل مؤمنان محشور نشود هر چند در دنيا بنا بر ظاهر از زمرهء مؤمنان شمرده شود .